معين الدين نطنزى

192

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

امير موسى و امير اولجايتو با لشكرها بر سر بخارا آمدند ، سلطان غازى با محمود شاه و على يسورى گفت : مصلحت در آن است كه هم از دور شبيخون بر سر ايشان ببريم . ايشان اجتناب كردند و گفتند كه : اگر نزديك شهر نيايند جنگ كنند شبيخون صلاح نيست . چون سلطان غازى ديد كه از شبيخون زدن مىترسند با خود قياس كرد كه قطعا هيچ مصلحت نخواهند شنودن ، هيچ كار از دست ايشان نخواهد آمد . از ايشان جدا گشت و متوجه خراسان شد . چون به لب جيحون رسيد ده عدد كشتى به دست آورد و از جيحون عبور كرده در ماخان به امير جاكو و ملازمان ملحق شد . بعد از آن امير موسى و امير اولجايتو تنگاتنگ بخارا رسيد . پيادگان محمود شاهى دليرانه تا مرقد شيخ عالم به استقبال بيرون آمدند . سواران براى آنكه پياده را پاره پيشتر كشند اودروتميشى كرده پاره‌اى بازپس نشستند . پيادگان تصور آن كردند كه سواران ايشان گريخته‌اند . به يك‌بار قيه زده از قفاى سواران بدويدند . چون از كوچه‌باغها در ميانهء ديوارها قدرى دور تر بيرون آمدند سواران از چهار طرف عنان ريز بر سر ايشان راندند . پيادگان مسكين هرچند كوشش كردند نتوانستند كه خود را به باغها رسانند . اكثر در شيب دست‌وپاى اسپان كشته شدند ، چنانك از پنج كس دو كس خود را به دروازه بينداخت . محمود شاه و على يسورى چون چنان بديدند هرچند نهيب دادند كه مگر توانند كارى كردن ميسر نشد . نوميدوار با سوارى چند كه داشتند از دروازه‌اى ديگر بيرون آمده روى به ماخان نهادند . هراولان امير موسى و امير اولجايتو تا لب جيحون از قفاى ايشان رفته اكثر سواران ايشان را فرود آوردند . ايشان هردو سوار و مجموع نوكران پياده لايموت و لايحيى به هزار حيله نيم جانى به ماخان رسانيدند . سلطان غازى هيچ به روى ايشان نياورد و بيش از پيشينه احترام و اعزاز ايشان بجاى آورد و نواخت بسيار فرمود . بعد از آن بفرمود كه آتش در نيستان كنار جيحون بزدند تا نى سبز برآمد و اسپان خود را با آن فربه كردند . نيك‌پى شاه كه در كنار جيحون از قبل سلطان غازى نشسته بود تمرد نمود و آينده و رونده را از راه ماخان بازداشتن گرفت ؛ حتى يك چند نوكر سلطان غازى را كه از شهر سبز به ماخان مىآمدند ، ايشان را نيز درآمدن به ماخان بگرفت و محبوس كرد .